قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
327
تاريخ الفي ( فارسى )
و چون آن حضرت با عساكر گردون مآثر به حوالى كوفه رسيد اشراف و اعيان ، بلكه جمع خواص و عوام به استقبال شاه ولايت بيرون آمده و شرط تهنيت به جاى آوردند و در مقدم شريف ايشان استبشار و استظهار بسيار نموده استفسار كردند كه نزول اجلال را به قصر امارة خواهند فرمود و يا موضع ديگر اختيار خواهند نمود ؟ امير فرمود : دار الاماره جاى من نيست . در رحبه « 1 » فرود بايد آمد . و چون بر وفق اشارت با بشارت آن حضرت در رحبه بارها گشادند امير المؤمنين به جانب مسجد جامع توجه نمود و خطبهاى بليغ ادا نمود و [ 43 الف ] بعد از حمد و ثناء الهى و درود حضرت رسالتپناهى ، گفت : « شكر خدايى را جلّ جلاله كه دوستان خويشتن را منصور گردانيد و دشمنان را مخذول و صادق محقّ را عزيز كرد و كاذب مبطل را ذليل . من بر شما از هيچچيز بيش از آن نمىترسم كه از متابعت هوا و اميد عمر دراز ؛ كه متابعت هوا مرد را از راه حقّ بازدارد و اميد عمر دراز آخرت را از دل فراموش گرداند . بدانيد كه دنيا گذرنده است و آخرت آينده و اكثر خلايق دل در حطام دنياوى بستهاند و به جمع اسباب و اموال مشغول گشته و اقل قليلاند كه عيب اين دنياى غدّار شناختهاند و ترك زخارف او كرده همّت بر كسب خير باقى مقصور گردانيدند . اى بندگان خداى ، از آن قوم باشيد كه آخرت را بر دنيا اختيار كردند و دل از متاع غرور برداشته ، نه از آن قوم كه به كثرت مال و حشم مغرور شده همّت خود بر استيفاء لذّات جسمانى مقصور داشتهاند و از سعادت آن جهان محروم مانده ؛ كه امروز وقت كار است و فردا محل شمار . اى اهل كوفه طاعت اهل بيت پيغمبر خود را ، كه عروة الوثقاى متقياناند ، شعار خود سازيد و دست اعتصام به حبل المتين ايشان زنيد كه ايشان به طاعت اولىترند از جماعتى كه دعوى حقّ مىكنند و از راه و رسم حقّ دورند . در اين جهان و بال گناه خويشتن بخشيدند اما در آن جهان به آتش دوزخ گرفتار خواهند بود . جماعتىاند از اهل كوفه كه با من در اين جنگ موافقت نكردند و از نصرت من تقاعد نمودند و به اين سبب از ايشان ناخوشدلم . با ايشان مجالست ننماييد و سخن خوش نگوييد تا آن وقت كه عذر خويشتن بگويند و رضاى ما بجويند . مالك بن حبيب اليربوعى در اثناء اين مقال برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ، با آن جماعت نانشستن و سخن درشت با ايشان گفتن در جنب آنچه كردند و از خدمت و طاعت تو تخلّف جسته عقوبتى سخت حقير باشد . اگر مىفرمايى ايشان را بكشيم . امير المؤمنين على فرمود : اى مالك آنها را مالشى مىبايد ، امّا نه اين غايت ؛ كمان را چندان بكش كه نشكند .
--> ( 1 ) . نام محلّهاى است در كوفه ، و نيز صحن مسجد و كاروانسروا را گويند . اينجا مراد همان معنى اخير است .